به گزارش صبح مشرق، محمدجواد ظریف نوشت:

«بنام خدا

آب زنید راه را، هین! که نگار می‌رسد

مژده دهید باغ را، بوی بهار می‌رسد! (دیوان شمس / غزل ۶۴۹)

سلام دوستان

فرا رسیدن نوروز را به همه ایرانیان داخل و خارج کشور تبریک عرض می‌کنم. همزمانی نوشدن سال با بهار طبیعت، جلوه‌ای از فرهنگ ایرانی است. نوروز صرفاً تغییر سال نیست؛ برای مردم ایران و تمام مردمانی که این جشن باستانی را بزرگ می‌شمارند، نوروز فرصتی برای تأمل، اندیشه و نو شدن است. گذشتگان ما با چنین درکی، توانسته‌اند نوروز ‌را از گزند سالیان محفوظ نگه دارند و آن را به دست ما برسانند.

مولانا می‌فرماید: غیر بهار جهان، هست بهاری نهان! ماه‌رخ و خوش‌دهان، باده بده ساقیا! (دیوان شمس / غزل ۲۱۱)

و این بهار نهان که به تعبیری می‌توان آن را بهار جان و نوشدن و نوکردن گاه به گاه روح آدمی دانست، به اندازه بهار جهان و بیش از آن، دیدنی، زیبا و شایسته‌ی جشن و پایکوبی است.

نوروز دو پیام مهم دارد؛  اول: ضرورت در جریان بودن و نوشدن آدمی و دوم: بخشندگی و دریغ‌نکردن. نوروز این مژده‌ی بهار، طبیعت را جامه می‌درد تا رخوت و رکود سرما را کنار بگذارد و  رویش و بارآوری آغاز کند.

انسان امروز بیش از همیشه نیازمند آن است که در حال شدن و نوشدن باشد و این نوشدن و دگرگونی باید به سوی بهترشدن و  بخشنده‌تر شدن باشد.

از بهاران کی شود سرسبز سنگ؟ / خاک شو! تا گل نمایی رنگ رنگ

سال‌ها تو سنگ بودی دل‌خراش / آزمون را یک زمانی خاک باش! (مولانا / مثنوی – دفتر اول)

این بهترین درس نوروز برای اخلاق فردی، اجتماعی و جهانی بشر است که در شعر مولانا جاری است و به راستی مردمانی که نوروز دارند، مردمانی که نوروز جان و جهان را می‌فهمند، مگر می‌توانند جز صلح بخواهند و جز نوع‌دوستی نگاهی به جهان داشته باشند؟

نوروز باستانی، این جشن بزرگ و کهن را به همه‌ی هم‌میهنان گرامی و دیگر اهالی جهان نوروز تبریک می‌گویم و آرزومندم که همچو طبیعت با نوروز، خاک جانمان بستان شود.

آمد بهار عاشقان، تا خاکدان بستان شود / آمد ندای آسمان، تا مرغ جان پران شود! (دیوان شمس / غزل ۵۳۶)

نوروزتان پیروز. هر روزتان نوروز»

انتهای پیام/۱۴۵۳۷۱