صبح‌مشرق: یادداشت زهرا معین؛ ملت شریف و فهیم ایران، کوره راه های تاریخ را با تصمیمات درست و قاطع پشت سر گذاشته و به تاوان این تصمیمات، رعنایان و برنایان بسیاری جان بر کف نهادند که جهات جغرافیای زمینی و آسمانی سرزمین مان را محافظت نمایند .حال که چهار دهه انقلاب پرشور دست آورد خون شهیدان و ۱۲ دوره انتخابات را پشت سر گذاشته ایم .در انتخابات ریاست جمهوری این دوره بینشی عمیق بباید که ثواب را از ناصواب تشخیص دهیم.
توجه شمارا در مقایسه رویکرد و عملکرد چند حوزه دو قطب حاضر در مناظرات جلب می‌نمایم:
۱-سیاسی،اجتماعی ۲-علمی ،فرهنگی ۳-اقتصادی

۱-بعد سیاسی ،اجتماعی
شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»، یا «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، انقلاب اسلامی را از اصول سوسیالیسم و نیز اصول سرمایه‏داری لیبرال جدا می‌کند و علّت دشمنی شرق و غرب با انقلاب اسلامی، در همین حقیقت نهفته است.
از دیگاه مقام معظم رهبری : نقطه مقابل اصول‌گرایی، اصلاح‌طلبی نیست، بلکه لاابالی گری و نداشتن اصول است و نقطه مقابل اصلاح‌طلبی هم اصول‌گرایی نیست، بلکه افساد است که در این میان، راه صحیح، اصول‌گرایی اصلاح‌طلبانه است. اصلاحات اصول‌گرایانه و اصول‌گرایی مصلحانه در هم تنیده و با اصلاحات امریکایی و رضاخانی کاملاً متفاوت‌اند. بر همین اساس، ایشان قانون اساسی را معیار اصلاحات، و اصلاحات را ضابطه‌مند و مبتنی بر ارزشها و معیارهای اسلامی و ایرانی می‌داند.
ایشان در تبیین تعبیر «اصول‌گرایی اصلاح‌طلبانه» افزود: ما باید ضمن حفظ اصول، روشهایمان را روزبه‌روز اصلاح کنیم، این معنای اصلاح‌طلبی واقعی است، در حالی‌که اصلاح‌طلبی از نظر امریکایی‌ها یعنی مقابله با اسلام و نظام اسلامی.ازین رو مقام معظم رهبری گام دوم انقلاب را مطرح نموده اند که درجهت ترمیم و ارتقاء ، اصلاح موانع و مشکلات کشور گام برداشته شود.
روسای جمهور اصلاح طلب نگاهی به غرب و قانون کد خدا داشته و حاضر به توافقاتی نظیر برجام و FATFگشته اند که حتی در این توافقات اشاره به تحویل سربازان دلیر کشورمان شده است.حال در نگاه روبروی آنها یاران انقلاب صحبت های حکیمانه رهبر را همیشه مد نظر داشته اند که نگاه از فرا مرزها به درون کشور بیاید.
در حوزه عدالت اجتماعی عدالت محورتر از اصلاح طلبان ،اصوالگرایان عمل کردند .فاصله طبقاتی کمتری بین ملت برقرار بود .در مناسبات اجتماعی بانوان فعالتر و دور از شعار زدگی بودند.پای زنان را به جامعه همین جریان اصولگرایی باز کرد و اولین بار آنها را به مجلس آورد (دوره اول مجلس اگر جامعه روحانیت را اصولگرا بدانیم. در حالی که فقهای قدیم از مشروطه تا انقلاب مخالف رأی دادن آنها بودند چه برسد به مجلس بروند.) احمدی نژاد که تا مرز وزارت هم پیش رفت. لایحه صیانت ،کرامت و تامین امنیت بانوان در برابر خشونت نیز از افتخارات دولت اصولگراست.
۲-بعدعلمی و فرهنگی
بقای ملت ها، کشورها یا تمدن ها و اصلاح و گسترش آنها بدون علم و دانش و افزایش آن تا زمان رسیدن به استقلال علمی امکان پذیر نخواهد بود، تعریف قدرت، توانایی نفوذ و اثرگذاری در دیگران است. قدرت از عوامل و منابع شکل می گیرد. نکته بارز در اندازه قدرت ملی یک کشور این است که مؤلفه علمی تنها به عنوان یک مؤلفه مستقل اثرگذاری سهم ندارد، بلکه علاوه بر این، زیرساخت دستیابی به سایر مؤلفه های قدرت چون فضایی، فرامرزی، اقتصادی، نظامی، سیاسی، اجتماعی و … نیز قدرت علم و فناوری هر کشور است. چون علم و دانش از مهم ترین فاکتورهای استقلال هر ملت است و کشوری که قدرت علمی و بشری را در اختیار دارد می تواند همه زمینه ها را برای خود باز کند.مقایسه رویکرد و عملکرد اصلاح طلبان و اصوالگرایان در قدرت علمی و فرهنگی نیاز به ابراز ست ؟آنجایی که فقط به دنبال گفتگوبا بیگانگان پی حل مسایل داخل می گردند و یا اینکه مرد میدان علم و عمل هستند و قله های علمی و فناوری و هسته ای و …را فتح می کنند.سرعت رشد علمی جوانان در اصوالگرایی بسیار بالاتر از دولت اصلاح طلبی بوده است .
با نگاهی به آمار نشان می‌دهد که طبق داده‌های موجود سال ۲۰۱۳، بیش از ۵۳درصد کل علم تولید شده در تاریخ علم ایران در زمان مسئولیت دکتر دانشجو و بیش از ۲۱درصد آن در زمان مسئولیت دکتر زاهدی، صورت گرفته و دانشگاه‌های کشور در این زمینه بسیار فعال و بی نظیر بوده‌اند. از سوی دیگر آمار نشان می‌دهد که در دوران دکتر معین و توفیقی (۲۰۰۱-۲۰۰۴) کلا حدود ۶٫۰۵درصد علم تاریخ ایران در دانشگاه‌ها تولید شده است. حال سوال اینجاست که برخلاف گفته‌های برخی از افراد، واقعا کدامین وزرا بیشتر دانشگاه‌ها را به سمت جریان علمی برده‌اند و کدامیک دانشگاه‌ها را جولانگاه سیاسی کاری و ساختن پیاده نظام کرده‌اند؟
از سوی دیگر آمار نشان می‌دهد که کل تولید علم دولت هفتم در زمان صدارت دکتر معین ،حدود ۲٫۱درصد از کل مقالات تاریخ علم ایران را داشته‌اند. در یک مقایسه آماری مشخص می‌شود در ۲ دولت اصلاحات جمعا ۸٫۱۵درصد از کل تولید علم اتفاق افتاده است در صورتی که در دولت‌های نهم و دهم ۷۵٫۴درصد از کل تولید تاریخ علم ایران واقع شده است. بر طبق اطلاعات می‌توان گفت در دولت نهم و دهم تعداد مدارک علمی تولید شده بیش از ۹ برابر دولت هفتم و هشتم بوده است.

۳- بعد اقتصادی
اصل سوم قانون اساسی، پی‌ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه برای ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف کردن هر نوع محرومیت در زمینه‌های تغذیه، مسکن، کار، بهداشت و تعمیم بیمه را از وظایف دولت دانسته است تا به آرمان عدالت اقتصادی نزدیک شود. بدین منظور و برای ایجاد حداقلِ برابری اقتصادی به عنوان پشتوانه اصلی حفظ آزادگی انسان، تمهیداتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی اندیشیده شده که مهم است.اصول گرایان بر مالیات بر مجموع دارآمد و عدالت اقتصادی ناشی از محرومیت زدایی و ایجاد رفاه در همه زمینه ها برای همه آحاد ملت معتقد هستند.
دیدگاه اقتصادی اصلاح طلبان در امور اقتصادی: طرفدار مداخله فعال دولت در امور اقتصادی (اتاتیست) است و اعتقاد دارد که پیشبرد اقتصاد فقط از طریق دستگاه‌های دولتی ممکن است. این جریان به اقتصادی متمرکز اعتقاد دارد که دولت در آن کنترل‌کننده است و مداخله اساسی دارد و مردم بیشتر در چهارچوب تعاونی‌ها فعالیت‌های اقتصادی می‌کنند.استفاده از اهرم‌های کنترل مستقیم دولتی بر بازار، صادرات و واردات، تعیین استراتژی توسعه، برنامه‌ریزی، اجرا، تولید و در یک کلام تمرکز و اداره هر چیز و همه چیز در دست دولت نمادهای عملی این رویکرد بود.
با این دیدگاه سالهای اخیر نظارت دولت اصلاح طلبی همچنان کاهش پیدا کرده ست تا جایی که نظارت ها به حداقل و اغتشاشات مفهومی بیشتر و بیشتر گردیده و فروپاشی اقتصادی در پی تحریم ها ،بی تدبیری ها ،بی کفایتی ها و فساد مالی ۸ ساله رخ داده است.
با توجه به مطالب بالا برنامه های شعاری و نمایشی به جهت جلب آرای خاکستری و منتقدین به زمامداری حاکمان در مناظرات قابل فهم میباشد .از آنجایی که فهم و شعور مخاطبان این مطلب بسیار بالاست امیدوارم ۸ سال گذشته را حین انتخاب گزینه بعدی ریاست جمهوری در نظرداشته باشند.

با آرزوی ایرانی سربلند و مردمانی سرفراز

انتهای پیام/